تبلیغات
حرف های یواشکی - سمبوسه ی عاشقانه
 
درباره وبلاگ


این روزا هیشکی جرات نمیکنه عاشق بشه بس که عشقای الکی زیاد شده...
بس که آدما بی احساس که نه ولی حوصله شکسته شدن ندارن
البته این وسط نباید زحمت اون دوستانی رو که عاشقی و دوست دارم رو بازی میدوننن فراموش کرد!!

آبجیا...داداشا... به گند نکشید دوست داشتن رو "نه"ای که از سر دوست نداشتنه هضمش خیلی راحت تر از دورغایی که بعد از چند سال رابطه مثلا عاشقانه میفهمیم پس...
به گند نکشید دوست داشتن را...

مدیر وبلاگ : پوریا
نویسندگان
نظرسنجی
خوشحال میشم اگه نظرتون رو درمورد وبلاگم بگین.ضمنا هر انتقاد یا پیشنهادی هم دارین برام کامنت بذارین








جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
حرف های یواشکی
عاشقانه هایت را بشنو




سمبوسه داغ کنار خیابان
سس قرمز بیرون زده از گوشه ی لب هایش
_:نگاه
+:نگاه
_:لبم سسی شده؟
+:آره
_:پاکش کن برام
+:بیار جلو لبتو
_:نه...با دستمال نه...سم بوسه!میفهمی؟..سم بوسه!
بوسه ی گرم در پیاده رو سرد
صدای مامور
بی توجهی ما
نزدیک آمدن مامور
نگاه زیر چشمی به مامور اما ناتوان از جدا شدن...
جدامان کرد...به زور
مامور:سوار شید باید بریم کلانتری
با لهجه حرف میزد
خندید
از خنده اش خنده ام گرفت
نگاه های سرباز های خسته در حیاط کلانتری
چشمک دژبان و صدای آرامش
دژبان:نترس یه تعهد میگیرن و ولتون میکنن
ترسیده بود...استرس داشت
مامور دیگر:چه نسبتی باهم دارید؟
نگاهم کرد
انگار سوال او هم بود
+:همه چیزمه
مامور:تو شناسنامت زده همه چیزته؟
+:شناسناممه!
مامور:چی؟
+:هویتمه
مامور:که هویتته؟
+:نباشه نیستم
با نگاه خیره بعد من تکرار کرد
_:نباشه نیستم
عصبانیت مامور
مامور:تست الکل بگیرید
+:تست الکل چیه؟
مامور:تو حالت خوش نیست...مستی
+:آره مستم...از من نه... از چشای اون خانوم بگیرید
مامور:خانوم زنگ بزن خونوادت بیان
ترسیده بود...آب دهانش را به زور قورت میداد
_:ببخشید تو روخدا
گریه اش گرفته بود...دستش را مقابل صورتش گرفت و زیر گریه زد
نگاهم میکرد و گریه میکرد
چه خبط شیرینی
+:دستتو بردار از صورتت جانم
گریه میکرد
+:میگم دستتو بردار یه لحظه
دستش را کنار زد
+:قربون اون دماغ تپل و سرخ شدت برم که انقد میاد به پف زیر چشمات
پیچیدن صدای سیلی  در سالن کلانتری...گوشم سوت کشید
من سیلی خوردم او صورتش را گرفت!
مامور:ببریش بازداشتگاه تا تکلیفشون روشن شه
جلو آمد
نگاه
نگاه
+:دوست دار..
کنار پیاده رو
_:اقا...آقا
صدای مامور بود
پاشو اینجا نشین...بلند شو
به خودم آمدم...صورتم را گرفتم
گوشم سوت میکشید...
نباشه نیستم!
نیستی...هستم!
نیستی...هستم؟








نوع مطلب :
برچسب ها : پیاده رو، بوسه گرم، کلانتری، ترس، شناسنامه،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 27 دی 1395 :: نویسنده : پوریا
نظرات ()
دوشنبه 1 آبان 1396 01:47 ق.ظ
این مطلب تون هم خوب بود
دوشنبه 27 شهریور 1396 02:32 ق.ظ
I have been exploring for a little for any high-quality articles or weblog
posts in this kind of house . Exploring in Yahoo I at last stumbled upon this web
site. Reading this info So i'm happy to exhibit that I've a very good uncanny feeling I found out exactly what
I needed. I such a lot definitely will make certain to do not put out of your mind this web site and provides it a look on a continuing basis.
جمعه 6 مرداد 1396 08:00 ب.ظ
This article is truly a fastidious one it helps new the web viewers, who are wishing for blogging.
چهارشنبه 21 تیر 1396 06:58 ب.ظ
Fine way of telling, and fastidious paragraph to obtain facts about my presentation subject matter, which i am going to present
in school.
یکشنبه 21 خرداد 1396 04:34 ب.ظ
I'm not sure why but this site is loading extremely slow for me.
Is anyone else having this issue or is it a issue on my end?

I'll check back later and see if the problem still exists.
پنجشنبه 18 خرداد 1396 09:43 ب.ظ
Hi there just wanted to give you a quick heads up and let you
know a few of the pictures aren't loading properly. I'm not sure why but I think its a linking issue.
I've tried it in two different internet browsers
and both show the same outcome.
دوشنبه 1 خرداد 1396 03:51 ق.ظ
Have you ever thought about publishing an e-book or guest authoring on other websites?
I have a blog based on the same ideas you discuss and would love to
have you share some stories/information. I know my
visitors would enjoy your work. If you are even remotely
interested, feel free to send me an e-mail.
جمعه 29 اردیبهشت 1396 10:35 ب.ظ
What i do not realize is if truth be told how you are no longer actually much more well-favored than you may be
right now. You're very intelligent. You recognize therefore significantly in terms of this subject,
produced me in my opinion imagine it from so many numerous angles.
Its like men and women aren't interested unless it is something to accomplish with Lady gaga!

Your individual stuffs great. At all times handle it up!
جمعه 22 اردیبهشت 1396 02:46 ب.ظ
Good article. I certainly appreciate this site. Continue the good
work!
چهارشنبه 30 فروردین 1396 06:04 ق.ظ
This blog was... how do I say it? Relevant!! Finally I've found something which helped me.
Kudos!
پنجشنبه 24 فروردین 1396 01:46 ب.ظ
This is very fascinating, You're an excessively skilled blogger.
I've joined your rss feed and stay up for searching for more
of your wonderful post. Additionally, I have shared your website in my social networks
چهارشنبه 23 فروردین 1396 12:57 ب.ظ
you're actually a good webmaster. The website loading pace is amazing.
It seems that you're doing any unique trick. Also, The contents are masterwork.
you've done a magnificent process on this matter!
جمعه 18 فروردین 1396 11:58 ق.ظ
Great post. I was checking continuously this blog and I'm impressed!
Extremely helpful info specially the last part :) I care for
such information a lot. I was looking for this certain info for a long time.
Thank you and best of luck.
پنجشنبه 30 دی 1395 06:18 ب.ظ
ادم ها میایند ... زندگی میکنند .... میمیرند و میروند ....
اما فاجعه زندگی زمانی رخ میدهد که ادمی میرود ولی نمیمرد و نبودنش در تو چنان اثر میکند که میمیری در حالی که زنده ای ....

عالی بود لایک
پوریا دقیقا همینه ممنون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
.
ابزار های نایت اسکین