تبلیغات
حرف های یواشکی - باور کردم...
حرف های یواشکی
در لحظه زندگی کن
باور کردم...
_:کم حرف شدی

+:حوصله ندارم

_:شایدم حرفاتو جای دیگه زدی,واسه یکی دیگه

+:بعد این همه مدت همه دیگه رو ندیدیم که این حرفا رو بزنیم

_:واسه تو این همه مدته, من احمق هر روز وایمیسم کنج این دیوار و رفت و آمدتو نگاه می کنم

+:اصلا عوض نشدی...هنوز همون پسر بی منطق ترم یکی!

_:آره خب عوض شدن تخصص تو یکی بود...یدفه عوض شدن,اونم با منطق با دلیل با حرف...با دروغ

+:مشکلت اینه نمیخوای فراموش کنی

_: نه...مشکلم اینه باور کردم...حرفاتو...خودتو...چشماتو
حالا نه اینکه نخوام...نمیتونم فراموش کنم اون روزا رو

+:پس بذار یه چیزی بهت بگم...راستش همون روزام توی خلوت خودم نمیتونستم دوست داشته باشم...اما تو همه چیزو جدی گرفته بودی.


این جمله رو که گفت از صحنه ی نمایش زدم بیرون,هیچکدوم از اون دیالوگ ها برای نمایش نامه نبود...زدم بیرون و با همون گریم و سرو وضع رفتم گوشه ای از دانشگاه که پاتوق بعد از کلاس هایمان بود نشستم به سیگار.

نگاهی به نیمکت خالی کنارم انداختم و چشمانم را بستم...
چند سال قبل...یکی از همین بعد از ظهرهای سرد آذر,باد شدیدی می وزید...یک مسیر چند متری را هی میرفتم و می آمدم و دستانم را ها میکردم...نه از سرما,,قرار بود ببینمش و فشارم افتاده بود!
دیدمش از دور...مثل دختر بچه ای که محصور جنگل شده ,چشم دوخته بود به آسمان و می آمد...باد موهایش را پخش کرده بود روی صورت و لبش...بدون پلک زدن خیره شدم به چشمانش...نزدیکم شده بود اما من در چشمانش سیر میکردم
در جغرافیایی که نمیدانم چه از جانم میخواست..
سردش بود...قدم زدیم...او حرف میزد و من دل دل میکردم دستانش را بگیرم
رسیدیم به کافه ی دانشگاه...نشستیم و کنار پنجره و جزوه ای که خواسته بود را روی میز گذاشتم
جزوه را ورق زدو چشمش خورد به برگه ی کوچکی که تمام دوست داشتنم را در چند جمله برایش نوشته بودم
خواند و چند لحظه ای نگاهم کرد و بلند شد و رفت!
فردا سر کلاس  چشم دوخته بودم به درب که وارد شد...آمد و بی حرف کنارم نشست...صدای ضربانم کلاس را برداشته بود
موقع رفتن برگه کوچکی را روی میزم گذاشت
پشت همان برگه نوشته بود
"پاییز که تمام است...میخواهم زمستان را آرام جانم باشی"
با آتش سیگارم که به فیلتر رسیده بود به خودم آمدم...
نیمکت کناری ام را نگاه کردم
پسر جوانی را دیدم که شاخه گلی را بو میکشید که دل در دلش نبود
که عشق را باور کرده بود...
یاد آخرین حرفش سر صحنه ی تئاتر افتادم...سردم شد
من آن روزها را باور کرده بودم
یاد حرف های آخرش افتادم
بازوهایم را سفت چسبیدم
گریم چهره ام بهم ریخت...







نوع مطلب :
برچسب ها : کم حرف، عوض شدن، منطق، دلیل، دروغ، باور کردن، چشمات،
لینک های مرتبط :

شنبه 20 آذر 1395 :: نویسنده : پوریا
سه شنبه 28 شهریور 1396 12:53 ق.ظ
Hey! I know this is kinda off topic however , I'd figured I'd ask.
Would you be interested in trading links or maybe guest writing a
blog article or vice-versa? My website discusses a lot
of the same topics as yours and I believe we could greatly benefit from each
other. If you're interested feel free to send me an e-mail.
I look forward to hearing from you! Wonderful blog by the way!
پنجشنبه 16 شهریور 1396 02:47 ق.ظ
I am extremely impressed with your writing talents as neatly as with the structure to your weblog.
Is this a paid subject or did you customize it your self?

Anyway keep up the excellent high quality writing, it is rare to peer a great weblog like this
one nowadays..
دوشنبه 16 مرداد 1396 03:37 ب.ظ
Hi, I think your website might be having browser compatibility issues.
When I look at your blog site in Opera, it looks fine but when opening in Internet
Explorer, it has some overlapping. I just wanted to give you a quick heads up!

Other then that, great blog!
جمعه 6 مرداد 1396 11:28 ب.ظ
What's up everyone, it's my first pay a visit at this web
site, and paragraph is really fruitful designed for me, keep up posting
these types of articles or reviews.
دوشنبه 12 تیر 1396 12:27 ق.ظ
I'm so happy to read this. This is the type of
manual that needs to be given and not the accidental misinformation that's
at the other blogs. Appreciate your sharing this greatest doc.
یکشنبه 4 تیر 1396 03:45 ب.ظ
My brother suggested I might like this blog. He used to be totally
right. This put up actually made my day. You can not consider simply how much time I had spent for this information! Thank you!
دوشنبه 22 خرداد 1396 10:41 ق.ظ
I'm not sure exactly why but this blog is loading incredibly slow for me.

Is anyone else having this issue or is it a issue on my end?

I'll check back later on and see if the problem still exists.
پنجشنبه 18 خرداد 1396 09:42 ب.ظ
My spouse and I stumbled over here coming from a different
page and thought I may as well check things out.

I like what I see so now i am following you.
Look forward to checking out your web page again.
شنبه 13 خرداد 1396 05:21 ق.ظ
Hi, just wanted to tell you, I liked this post. It was practical.
Keep on posting!
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 06:53 ب.ظ
I have to thank you for the efforts you have put in writing this site.
I am hoping to see the same high-grade content by you in the future as well.

In fact, your creative writing abilities has inspired me to get my very own blog now ;)
شنبه 2 اردیبهشت 1396 02:24 ب.ظ
My coder is trying to convince me to move to .net from PHP.

I have always disliked the idea because of the expenses.
But he's tryiong none the less. I've been using WordPress
on several websites for about a year and am
worried about switching to another platform. I have heard excellent things about blogengine.net.
Is there a way I can import all my wordpress content into it?

Any help would be greatly appreciated!
جمعه 25 فروردین 1396 11:19 ق.ظ
Thanks for the good writeup. It in fact was once a
entertainment account it. Look advanced to far added agreeable
from you! By the way, how could we keep up a correspondence?
پنجشنبه 24 فروردین 1396 03:27 ب.ظ
Touche. Great arguments. Keep up the great effort.
شنبه 19 فروردین 1396 04:25 ب.ظ
It's perfect time to make a few plans for the longer term and
it is time to be happy. I've learn this put up and if I may I want to recommend you few fascinating issues or tips.
Maybe you could write next articles referring to this article.
I want to read more things approximately it!
چهارشنبه 16 فروردین 1396 09:52 ب.ظ
I constantly emailed this web site post page to all my associates,
as if like to read it next my contacts will too.
دوشنبه 14 فروردین 1396 03:02 ب.ظ
Have you ever thought about adding a little
bit more than just your articles? I mean, what you say is
valuable and all. Nevertheless just imagine if you added some great graphics or videos to give your
posts more, "pop"! Your content is excellent but with pics and video clips, this site could certainly be one of the most beneficial in its
field. Amazing blog!
شنبه 12 فروردین 1396 08:22 ب.ظ
Good day! Do you know if they make any plugins to safeguard against hackers?
I'm kinda paranoid about losing everything I've worked hard
on. Any recommendations?
شنبه 20 آذر 1395 09:11 ب.ظ
اشکمونو در اوردین خخخخخ
لایک قشنگ بود.
پوریا خواهش میکنم قابلی نداشت خخخخ
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


این روزا هیشکی جرات نمیکنه عاشق بشه بس که عشقای الکی زیاد شده...
بس که آدما بی احساس که نه ولی حوصله شکسته شدن ندارن
البته این وسط نباید زحمت اون دوستانی رو که عاشقی و دوست دارم رو بازی میدوننن فراموش کرد!!

آبجیا...داداشا... به گند نکشید دوست داشتن رو "نه"ای که از سر دوست نداشتنه هضمش خیلی راحت تر از دورغایی که بعد از چند سال رابطه مثلا عاشقانه میفهمیم پس...
به گند نکشید دوست داشتن را...

مدیر وبلاگ : پوریا
نویسندگان
نظرسنجی
خوشحال میشم اگه نظرتون رو درمورد وبلاگم بگین.ضمنا هر انتقاد یا پیشنهادی هم دارین برام کامنت بذارین








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی